تبليغاتX
یا علی مدد

خاطره‌ای زیبا از جلال آل احمد

دکتر بهنیا از اساتید محبوب دانشگاه آزاد اسلامی روزی خاطره‌ای از استاد بزرگوار زبان و ادبیات فارسی زنده‌یاد جلال آل احمد نقل کرد که آن خاطره بهانه‌ای شد تا این طنز را تقدیم کنم به این دو استاد بزرگوار.

و اما خاطره:

کلاس نگارشمان با جلال آل احمد بود روز اول که وارد کلاس شد پای تابلو نوشت ( علم بهتر است یا ثروت) و سپس با همان قیافه نحیفش رو به دانشجوها گفت: بنویسید. تمام دانشجو‌یان در باره برتری علم بر ثروت نوشتند. استاد با عصبانیت رو به دانشجویان گفت: دروغ می‌گویید این چرت‌و پرت ها را به خاطر من نوشته‌اید. 

موضوع انشا: علم بهتر است یا ثروت

به نام الله ....( مقدمه تکراری همه انشاهای بچه‌های کلاس)

 علم خوب است اما پول خوبتر است. چون اگر پول نباشد آدم را مدرسه راه نمی‌دهند. من خودم وقتی آمدم اسمم را دفتر کنم آقا مدیر گفت باید پول بدهی. مادرم گفت: نداریم. گفت ندارید بچه‌تان را بفرستید عملگی. اما بچه خاله‌ام که بابایش خیلی پولدار است و دکتر هم است می‌رود مدرسه پولی . من هم به بابایم گفتم من هم می‌خواهم بروم مدرسه پولی چون مدرسه آنها خیلی خوب است زمین فوتبال آنها سبزی است اما در زمین مدرسه ما تیغ است بابام خیلی ناراحت شد. سر من داد کشید و گفت پدرسگ من از سرقبر پدرم پول بیاورم . شوهر خاله ام خیلی پولدار است چون دکتر تیغ زنی(جراح) است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/19ساعت 22:56  توسط محمد علی   |