|
نامه سرگشاده کسبه جاده ترانزیت کاشان-قم به حاجی مشاغلمان در حال نابودی است
جلوگیری از تردد کامیونها و تریلرها در مسیر جاده قدیم کاشان-قم اعتراض کسبه و رانندگان را برانگیخت. جمعی از کسبه مشکات،کاشان، راوند وکامیون داران در نامهای سرگشاده خطاب به فرماندار ویژه شهرستان کاشان خواستار رسیدگی به این مشکل شدند. در قسمتی از این نامه آمده است:« این تصمیم مدیران ذیربط تمام فرصتهای شغلی این مسیر را به نابودی کشانده است». جناب آقای حاجی جلوگیری از تردد کامیونها برای کم کردن بار ترافیکی شهر و کاهش تصادفات راه حل نیست بلکه پاک کردن صورت مسئله است. نادیده گرفتن کارگران و بی توجهی به نظر رانندگان با هیچ معیار عدالت خواهانه و مهرورزانهای سنخیت ندارد. کسبه مشکات،کاشان و راوند در قسمتی از نامه به عدم رسیدگی مسؤولان ذیربط به مراجعات آنان اشاره کرده اند وخطاب به معاون استاندار نوشتهاند: «از حضرتعالی خواهشمندیم به رسم مسلمانی به درددل این قشر آسیب پذیر برسید». ارسال این نامه به دفتر روزنامه دلیلی برای تهیه گزارش ما از مسؤولان و کسبه مسیر جاده کاشان-قم شد. حدود پنج ماه است که از ورود کامیونها و تریلیها از طرف دارالسلام ادامه مطلب تصویب منطقه ویژه اقتصادی مشکات منطقه ویژه اقتصادی مشکات به تصویب مجلس و شورای نگهبان رسید. این منطقه اقتصادی با نام کاشان ودر قسمت شمالی شهر مشکات احداث میشود. محمد گذرنوئی شهردار شهر مشکات با اعلام این خبر افزود: اين منطقه بالغ بر1200 هکتار مساحت دارد و با گرایش صنعت نساجی و فرش تأسیس میشود. گذرنوئی نزدیک بودن اين منطقه را به استانهای تهران، قم و اصفهان و ارتباط با مبادی ورودی و خروجی کشور از طریق راه آهن و جاده ترانزیت شمال، جنوب و نیروهای آماده به کار، جوان، خلاق و ماهر مشکات را از مزیتهای این منطقه دانست و گفت: پیش بینی میشود این منطقه حجم مناسبی از سرمایه گذاری و گردش مالی را به سوی خود جذب کند. سلام، منم یک معتاد
پرده زرد رنگی که بالای جایگاه ایستادن مداح حسینیه مشکات نصب شده اولین چیزی است که در هنگام ورود توجه هر بیننده ای را جلب میکند. روی پرده نوشته شده است: « خداوندا؛ آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم. آمین » جلسه شروع شده است. جوانی که روی کارت نصب شده بر سینهاش نوشته شده «خوشآمدگو» ما را برای نشستن راهنمایی میکند. حاضران روی صندلیهای یکدست سفید رنگ نشستهاند و جوان کت و شلواری که پشت میز، زیر پرده زرد رنگ نشسته صدا میزند: «برادر اکبر برای بیان تجربههایش بیاید». حاضران دست میزنند و از میان جمعیت مردی با موهای جوگندمی برمیخیزد و کنار مجری مینشیند. «سلام، منم اکبر، یک معتاد» گروهی از حاضران جواب میدهند: سلام اکبر اکبر ادامه میدهد: ادامه مطلب |
<
|