تبليغاتX
یا علی مدد

      صندوق عدل ناصرالدین شاه

لُرد گرزن سیاستمدار انگلستان در کتاب معروفش می نویسد:

بعداز مراجعت ناصردالدین شاه از سفر اول اروپا(1290-1873م) برای اجرای عدالت ورفع ظلم در ایران مقرر شد درهر محله معتبر وشهری یک صندوق عدل نصب کنند وکلیدآنها درنزد خود شاه باشد ومردم عرایض خودشان را وشکایتی را که از اعمال دولت دارند درآن صندوقها ریخته هرماه یک مرتبه آنها را در حضور شاه آورده وبه عرایض مردم رسیدگی کنند.این عمل به خوبی انجام شد وصندوقها فرستاده شده وباز نمودن آنها نیز درحضور شاه به عمل آمد ولی شکایتی درجوف آن صندوقها دیده نشد.

بعدها معلوم گردید که کسی از حُکام یا مامورین دولت دراطراف صندوقهای عدل، اشخاص مخصوص خودشان را پاسبان گذاشته و هرکس که به آن صندوقها تزدیک می شد فوری گرفتار وبه جزای خود می رسید که دیگر کسی جرات نکرده به آن صندوقهای عدل نگاه کند. این بود که صندوقها برای همیشه خالی ماندند.شهریار ایران نیز شاد خرم بود که کسی در قلرو شاهنشاهی گرفتار ظلم وتعدی نمی باشد.

                                   «تاریخ رقابت سیاسی و انگلیس در قرن19،ج5،ص1398»

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/24ساعت 22:18  توسط محمد علی   | 
 

حرم احیا ندارد

می خواهند حرم امام را رنگ کنند

کوتاه و شک انگیز. تیتر اول تمام روزنامه های اصلاح طلب بود.

«مراسم شب های احیا در مرقد امام«ره»برگزار نمی شود.»

روزنامه اندیشه نو را برداشتم.خبر آنقدر نگران کننده بود که قبل ازپرداختن پول روزنامه همانجا کنار دکه به مطالعه آن پرداختم.

صفحه سه، کنار خبر های واکنش کروبی به ورود سپاه در مسائل سیاسی و پرونده کهریزک، داخل کادر سبز رنگ کوچکی نوشته شده بود:

«... برای نخستین بار در طول سالهای گذشته مراسم شب های احیا در حرم امام خمینی برگزار نمی شود. علت عدم برگزاری، مشکلاتی که حرم مطهر امام با آن روبروست ، اعلام شده است...»

این خبر به اندازه تمام وقایع تلخ پس از انتخابات، کامم را تلخ کرد. روزنامه های فردای آن روز(یکشنبه15 شهریور) فشار به بیت امام  برای لغو سخنرانی آقایان سید محمد خاتمی و ناطق نوری را عامل اصلی برگزار نشدن مراسم دانستند؛ اما در بیانیه روابط عمومی آستان مقدس امام خمینی آمده است:

«متأسفانه امسال به واسطه مشکلاتی که حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاری مراسم روح بخش شب های احیا معذوریم.»

مگر در حرم امام چه «مشکلاتی»  است که نمی توان مراسم احیا را در آن برگزار کرد؟

مسافرت آخر هفته به تهران فرصت را برای بررسی بیشتر محیا کرد.

شب، موقع خروج از تهران، راهی حرم شدیم. چند کیلومتر به حرم، گنبد و گلدسته ها نمایان شد. اطراف گنبد را داربست بسته بودند. مثل قفس های مخروطی شکل. رنگ گنبد تغییر کرده است.دیگر رنگ گنبد امام زرد طلایی نیست.سفید است انگار که رنگ از رخ گنبد پریده باشد. روی گلدسته ها چند نورافکن کوچک سوسو می کرد. نور آن حتی به پایین گلدسته ها هم نمی رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 15:3  توسط محمد علی   | 

                                          مملکتی که شما وزیرش باشید...

اقبال چرا به رم رفت؟او پس از پنجاه سال تدریس و تحقیق و شاخصیت در کرسی تاریخ ایران، پنج سال مجله یادگار را منتشر ساخت که در حکم زن و فرزند او به شمار می رفت و یکی از فصول مهم تدوین تاریخ ایران است. یکروز صبح که از خواب بیدار شد از رادیو شنید کسانی که کارمند دولت هستند نمی توانند صاحب امتیاز مجله باشند.طبعا خود به خود امتیاز مجله «یادگار» لغو شده بود. او به دفتر وزیر آموزش و پرورش وقت(گویا مرحوم دکتر زنگنه که بعد ها کشته شد)رفت. وزیر باکمال احترام به او توضیح داده بود که قانون اینطور گذشته است و شما چون از دولت حقوق می گیرید نمی توانید امتیاز مجله داشته باشید. مرحوم اقبال گفته بود: هیچ راهی نیست؟

دکتر زنگنه گفته بود: چرا،یک راه است.می توانید امتیاز را به نام همسر خود بگیرید و مجله را منتشر کنید.

مرحوم اقبال گفته بود:لابد شما می دانید که من همسر ندارم و بی سروسامان زندگی می کنم. دکتر زنگنه گفته بود: می توانید امتیاز را به نام کسی دیگری که مورد اطمینان خودتان باشد؛ مثلا، کلفتی، نوکری، باغبانی وامثال اینها بگیرید.

مروم اقبال گفت: نه کلفت دارم نه نوکر و باغبان. سپس خشمگین از جای بر خاسته وگفته بود: مملکتی که شما وزیرش باشید ودر آن مملکت برای کلفت و نوکر وباغبان حق روزنامه نویسی وجود داشته باشد وبرای استاد دانشگاهش چنین حقی نباشد جای ماندن عباس اقبال نیست.

از همانجا درآمد وعازم خارج شد.البته وزارت فرهنگ برای آنکه گند قضیه درنیایدمرحوم اقبال رابه عنوان رایزن فرهنگی ایران در رم برگزید وصنار حقوق بازنشستگی اورا فرستاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 12:14  توسط محمد علی   |