|
|
|
|
|
گرگان رمال در لباس دعانویس دل تر دلم نبود. کوچه پس کوچههای قدیمی و کاهگلی را یکی یکیگذراندیم تا به آدرس نوشته شده روی کاغذ نزدیک شدیم. به ماشینهای پارک شده کنار منزل نگاه میکردیم که چند زن از در قدیمی و خاکستری در حالی که با هم حرف می زدند، بیرون آمدند و سوار یکی از ماشینها شدند و رفتند. با ترسی توأم با هیجان وارد دالان تاریکی شدیم. انتهای دالان در منزلی بود و سمت چپ آن یک در کوچک دیگر که اتاق رمال بود. وارد اتاق شدیم اتاقی نسبتا تاریک که توسط یک تیغه آجری دو قسمت شده بود (اتاق انتظار و اتاق رمال). سرتاسر اتاق را کاغذهای کوچک که با خودکار آبی روی آن مطالبی بد شکل درهم و برهم نوشته شده بود، پوشانده و تعدادی زن که به محض ورود ما به اتاق روی خود را پوشاندند. روی زمین نشستیم. صدای نخراشیده پیرمردی از اتاق کناری به گوش میرسید که میگفت: بعدی... دو زن که میخواستند از پیرمرد رمال«دعا» بگیرند وارد اتاق شدند. پشت در اتاق نشستیم و کنجکاوانه به صدای ضعیفی که از روزنه تیغه آجری شنیده میشد گوش میدادیم. پیرمرد: بنشینید زن: سید تو رو به خدا کمکمون کن پیرمرد: چی شده. شما قبلا هم اینجا آمده بودید یا نه؟ زن: آره، ولی مشکل حل نشده. هنوز شوهرش بهش میزنه. تو رو به جون جدت یه کاری بکن. پیرمرد : اشکال نداره، دکتر هم که میرید گاهی وقتا نسخش نمیگیره. واقعاً چه مردایی پیدا میشن. خدا شاهد من چقدر به زنم میرسیدم. الانم 4 ساله که مرده، خیلیها میخوان زن من بشن من قبول نکردم. چون اخلاق منو با زنم دیدن عاشقم شدن. (بعد از چند لحظه سکوت) اینو بگیر بریز توی اسفند، مقابل چشمای شوهرت دود کن. این دعا رو هم بگیر و آب بزن بده بهش بخوره. هر روز سوره جمعه رو هم بخون، در خونت رو جارو کن که مشکلت حل بشه. خدا در قرآن میگه: القران الحکیم یعنی مشکلها حل میشه. زن (با صدای بغضآلود): سید دستت درد نکنه. به حق جدت دعام کن. در باز شد. زن در حالی که اشکهایش را پاک میکرد از اتاق به همراه دخترش که چند تا کاغذ در دستش بود خارج شدند. و رمال صدا زد بعدی... رمالي شغل پر درآمد دنیای رمالان عجیب و گسترده است. آنها به راحتی به پستوهای زندگی افراد سرک میکشند و هرآنچه را از ذهنشان میتراود به عنوان آیندهبینی و راه حل مشکلات، پیش روی مخاطب میگذارند. نسخههای عشق و عاشقی میپیچند و در زندگی زناشویی خانوادهها دخالت و گاهی نقش محوری را در برخی از دعواهای زن و شوهری ایفا میکنند. امروزه رمالی در جامعه ما به یک شغل پردرآمد تبدیل شده است. تحقیقات نشان میدهد که بیشتر مشتریان رمالان را زنان تشکیل میدهند. بر اساس آماری که از شهر مشکات و کاشان گرفته شد70 در صد از افراد حداقل یک نوع فال ویا مراجعه به رمال را شخصاً تجربه کرده اند. این رقم برای مردان50 درصد و برای خانمها بیش از 90 درصد است. زنان مشتریان اصلی رمالانند «یکی از دلایل مراجعه بیشتر زنان به رمالان تلقین پذیر بودن و احساسی بودن آنان است ». دکتر علیرضا یوسفی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه، با بیان این مطلب گفت: زنان به دلیل خصوصیات عاطفی، بیشتر از مردان احساس میکنند که اختیار زندگیشان به دست نیروهای خارج از کنترل آنان است و خودشان را کمتر در حوادث و رویدادهایی که برایشان رخ می دهد دخیل میدانند. وی با اشاره به این مطلب که رمالان افرادی هستند که معمولا از موقعیت استفاده میکنند و فرصت طلب هستند گفت: «اینگونه افراد علاوه بر اعتماد به نفس بالا از هوش خوبی نیز برخوردارند، به همین خاطر میتوانند دو پهلو صحبت کرده و در عین اعتماد به نفس، دروغ بگویند و همیشه نیز دلایلی میتراشند تا در مواقعی که کارشان نتیجه نداد از آن استفاده کنند». دکتر یوسفی توضیح داد: کافیست که فرد احساساتی و هیجانی و کمتر اهل منطق باشد تا در شرایط دشوار زندگی به دام رمالان بیفتد. وی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان به مردم کمک کرد تا در لحظات سخت زندگی از مراجعه به افراد غیر متخصص خودداری کنند، گفت: همانطور که در آیات متعدد در قرآن ذکر شده است، مردم باید تمرین کنند که با فکر رفتار کنند و اگر شخصی در هر زمینهای ادعایی کرد همیشه با یک علامت سؤال به آن نگاه کنند. نه اینکه حتماً هر چیز غیر عادی را میشنوند باور کنند و همچنین باید درک کنند که نظام هستی را خداوند بر اساس قاعده خلق کرده است و نخود ریختن و نوشتن خطوط درهم و برهم نمیتوانند نظم این نظام را به هم بزند. مراجعه به دعا نویس دروغگو حرام است امروزه بسیاری از رمالان با سوءاستفاده از اعتقادات مذهبی مردم، به اسم «دعا نویسی» مشغول نوشتن دعاهایی نامرتبط با مشکل افراد هستند. برای جذب مشتری با استفاده از چند واژه عربی و خواندن چند آیه از قرآن، افراد زیادی را به طرف خود جذب میکنند. افراد هم مرید «دعا نویس» شده و حتی در مسائل شرعی و دینی خود، از کسانی الگو میپذیرند که هیچ گونه سواد دینی ندارند. تابعیت بی چون و چرای افراد از رمالان دعانویس گاهی موجب سوء استفادههای غیر اخلاقی نیز میشود. چندی پیش سرهنگ ایرج قاسم آبادی فرمانده انتظامی ورامین از دستگیری رمالی خبر داد که به آزار و اذیت زنان میپرداخته است. پیر مرد رمال به بهانه اینکه دعانویسی روی بدن تأثیر بیشتری در مشکلات دارد زنان جوان را مورد آزار و اذیت قرار میداد. زن جوان که برای ارائه شکایت از این پیرمرد رمال به کلانتری 18 قرچک ورامین مراجعه کرده بود گفت: با توجه به اینکه مشکلاتی داشتم، از همسایگان شنیده بودم فردی در قرچک رفع مشکلات و موانع میکند، به محل کار رمال رفته و خواستم تا دعایی برایم بنویسد اما او به بهانه اینکه دعا نویسی روی بدن تأثیر بیشتری دارد مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. آیت اللهالعظمی صانعی از مراجع عظام تقلید ضمن تفاوت قائل شدن بین دعا نویس و رمال گفتند: مراجعه به افراد دیندار و متعهد جهت دعانویسی اشکالی ندارد اما توسل به امور رایج دیگر به اسم دعانویسی توکل به غیر خداست. ایشان تصریح کردند که اگر دعانویس در این زمینه دروغ بگوید یا غیبت کند، مراجعه به او حرام و گناه است. همچنین آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی در پاسخ به این سؤال ما که مرز دعانویسی و رمال کجاست گفتند: دعا نویسی باید بر پایه کتب معتبر و روایات معصومین باشد و این امر نباید به صورت یک شغل درآمده و با خرافات آلوده شود و نیز نباید جایگزین شیوههای عقلانی مانند درمان بیماری و مشورت با افراد متخصص شود. باز كردن گره ازدواج ...نوبت ما بود که وارد اتاق رمال شویم. همراه چند نفر از همکاران نشریه وارد اتاق رمال شدیم. سنگ نمک، چند عدد پیاز مهره مار، چند شیشة سرکه و معجونهای جورواجور توی اتاق ابزار کاسبی پیرمرد رمال بود. پیرمردی که وسط کاغذ پارهها نشسته بود و یک عینک ته استکانی به چشم داشت دستی به کلاه سبزش کشید و گفت: بنشینید. بعد از احوال پرسی با رمال یکی از بچهها که قبلا ازدواج کرده بود برای باز شدن گره بختش از پیر مرد کمک خواست. پیرمرد از بین کاغذها یک کتاب قدیمی را بیرون کشید. یک صفحه از آن را باز کرد و با تسلط شروع به خواندن کرد:« هر روز سوره جمعه را بخون، در خونت رو آب پاشی کن و این دعا رو آب بزن بخور و یه مقدار اسفند برای خودت دود کن. تو جوونی و حیفه که همینطوری زن بگیری باید تو فکر یه زن خوشگل باشی تا جوون بمونی. بچهدار نمیشی اما یه شب پیغمبری رو تو خواب میبینی بچهدار میشی». باز کردن بخت همکار ما تمام نشده بود که تلفن زنگ خورد. رمال گوشی را روی آیفن گذاشت. مردی با لهجه قمی گفت: سید دعایی که برای ما نوشتی نگرفته. رمال: مشکلی نیست، آدم دکتر هم که میره گاهی یه نسخش نمیگیره. جادوشون قدیمی بوده باید یه دعای دیگر بنویسیم. انشاا.. درست میشه، باید دوباره بیای. مرد: ما قمیم دو ساعت طول میکشه تا بیایم. رمال: باشه بیاین من میمونم. رمال تلفن را قطع کرد و با اعتماد به نفس رو به ما گفت: خیر نبینند که مردم رو اینطوری جادو میکنن. درست میشه. کارشو حل میکنم. رمال کتابش را بست وماهم بلند شدیم که از اتاق بیرون بیاییم. اما با اصرار پنج هزار تومان از ما گرفت چرا که بخت همکارمان را باز کرده بود. رمال صدا زد بعدی... |
||