|
|
|
|
|
تور گردشگری سهراب به دنیا به ناکجا آباد
امسال نوروز به خاطر برخی مسائل مجبوریم در خانه بمانیم و سفری در پیش نیست. دلم گرفته بود و حوس سفر ز غبار بیابان داشت که به قفسه کتابهای دانشگاه سری زدم. از لابه لای کتابها دیوان حافظ و هشت کتاب سهراب را برداشتم. هشت کتاب را که باز کردم سهراب مرا با خود به سفر برد سفری که هیچ توری توانایی آن را ندارد. سفر به دور دنیا و سفر به زمین بی نقاب. با اینکه بارها این اشعار را خوانده بودم اما هیچ وقت این قدر لذت نبرده بودم. شما هم اگر امسال خانه نشینید با سهراب به میهمانی دنیا بروید و اگر می خواهید با قایق او ناکجا آباد را مزه کنید ...چیزهایی دیدم در روی زمین/کودکی دیدم ماه را بو می کرد/قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد/نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت/من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید/ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود/من گدایی دیدم دربه در می رفت آواز چکاوک می خواست/و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز/بره ای را دیدم بادبادک می خورد/من الاغی دیدم یونجه را می فهمید/در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر/شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت: شما/من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور/کاغذی دیدم از جنس بهار/موزه ای دیدم دور از سبزه/مسجدی دور از آب/ سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال/قاطری دیدم بارش سبد خالی"پند و امثال"/عارفی دیدم بارش"تننا ها یا هو"/من قطاری دیدم روشنایی می برد/من قطاری دیدم فقه می برد و چه سنگین می رفت/من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت/...(سفر خوشی داشته باشید) |
||